دهم محرم (عاشورای حسینی)
::: کربلا....دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری :::
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ) السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ *****
سلام بر تو اى ابا عبد اللّه،و بر جانهايى كه به درگاهت فرود آمدند،از جانب من سلام خدا بر تو باد هميشه تا هستم و تا شب و روز باقى است و خدا زيارت شما آخرين زيارت از سوى من قرار ندهد،سلام بر حسين و بر على بن الحسين و فرزندان حسين،و ياران حسين.
و اينك ميداني دوباره، اينك 72 يار و هزاران دشمن كينهتوزي كه رحم و مروّت را از ازل نياموختهاند. اينك عاشورا كه هر چه از آن بگوييم كم گفتهايم، از برخوردهاي جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، يا عنايات و الطاف سيدالشهداء عليهالسلام ...*
سرداراني، سپاه عظيمي را به سوي جهنم رهبري ميكردند و امام معصومي لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت ميداد... و سرانجام شهادت، خون، نيزه، عطش و اطفال، تازيانه و سرهاي بريده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و....*
تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت /
ريخت خون مقدّست به زمين آسمان زاشك آب گرفت /
ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت /
ناله مصطفي به گوش رسيد موج خون زچشم بوتراب گرفت /
شد سيه رنگ آسمان از خشم كه زخونت زمين خضاب گرفت /
آن تن پاره پاره را دربر گه سكينه گهي رباب گرفت /
شست زينب زاشك جسمت را بلكه از چشم خود گلاب گرفت /
بر تن پاره پاره داد سلام زآن بريده گلو جواب گرفت /
هردم از زخم بيحساب تَنَتْ خم شد و بوسه بيحساب گرفت ...*
امام(ع) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت:« ...خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه ی خود سازید. »...*
حضرت(ع)، «زهیر بن قین» را فرمانده راست سپاه و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش حضرت عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت، چون می فرمود:« دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.» عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت:« گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!» سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین(ع) را نشانه رفتند. امام(ع) فرمود:« یاران من! به پا خیزید و به سوی مرگ(شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.» در حمله ی اول بالغ بر چهل تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند....*
امام حسین(ع) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت(ع) برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمود. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود. ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که نشان یکصد و چند تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین شد و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست، اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد...*
عاشورا ، دهم ماه محرم ، روزپيروزي خون برشمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدندو از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، درحالي كه نمي دانستند باخود رايت پيروزي حسين شهيد )ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود رابر كوي و برزن مي زنند....*
منبع: http://www.radioquran.ir/?part=menu&inc=menu&id=1784& و
http://gohar-sayyah.blogfa.com/post-113.aspx
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






دهم محرم (عاشورای حسینی) 

